محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6167
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پروردگارى وى . ستايش خداى را با اعتراف به اينكه والاترين مرحلهء سپاس به پائين - ترين مرحلهء كرامت وى نارساست . ستايش خداى را كه به سپاس خويش رهنمون است و به سبب آن نعمت افزون مىدهد و احسان خويش را مستمر مىكند ، ستايشى كه پسند وى باشد و آن را بپذيرد و موجب گشايش آورى و تفضل وى شود . ستايش خداى را كه قوم طغيانگر بر ضد اهل دين خويش را زبون كرد ( 298 و وعدهء نصرت وى به طغيان ديدگان و ياران حق وى ، از پيش مقرر بود و كتاب عزيز وى بر اين و بر - اندرز طغيانگران نازل شده بود كه اگر باز مانند تذكارشان سودمند افتد و عاملان آن را به نزد خداى حجت باشد و اگر از پس تذكار اصرار باشد پيكارشان را فرض كرده و در وعدهء از پيش گفته و برهان روشن خويش فرموده كه هر كه بر ضد وى طغيان آرد خدايش نصرت دهد كه اين وعدهء حق خداست كه به وسيلهء آن دشمنان خويش را از عصيان خويش منع كرده و دوستان خويش را بر راه خويش استوار داشته و خدا از وعده تخلف نمىكند . « خداى را به نزد امير مؤمنان بوجود سر و دعوت و شمشير دولت و حافظ قدرت و معتمد و مطيع و نيكخواه دوستان و مدافع حق و مجاهد با دشمنان وى محمد بن عبد الله وابستهء امير مؤمنان نعمتى هست كه از خداى كمال آن را مىخواهد با توفيق سپاس و تفضل با هر كه در اين باب فزونى كند . « خداى مقدر كرده بود كه نياكان وى به نخستين دعوت نياكان امير مؤمنان قيام كنند آنگاه آثارشان را براى وى فراهم آورد كه دولت دومين را بپاداشت ، وقتى به كه دشمنان خداى مىخواستند نشانه هاى دين وى را محو كنند و آن را از ميان بردارند و او به حق خداى و حق خليفهء خداى قيام كرد و از خلافت دفاع كرد و با راى دورانديش هدفى را از پى آن نگريست ، و نزديك را نيز مىديد كه بر آن مىنگريست و جوياى رخداد بود و در همه چيزها كه وى را به خدا تقرب مىداد و به نزد خدا وسيله مىشد جانبازى كرد و خداى امير مؤمنان را از او چون يك دوست پشتيبان حق و يار هميار